|
درددل وخاطره
|
اینم یه وبلاگ دیگه ی من.کمی خصوصی تر و خط خطی تر.
مختوم
من به تقدیر و به پیشانی و این گونه اباطیل
ندارم باور.
اگر از من شنوایی داری
می گویم
هر کسی قطره ی خردی ست در این رود عظیم
که به تنهایی بی معنی و بی خاصیت است ،
و فشار آب است
آن ناچاری
که جهت بخش حقیقی ست .
ابلهان
بگذار
اسم اش را
تقدیر کنند .
احمدشاملو
جملاتی از کتاب "همه گرفتارند"
ـ برای پاک کردن کتاب ها کافی است آن ها را باز نکنیم.آدم ها هم همین طور: برای محو کردن شان کافی است هرگز با آن ها صحبت نکنیم.
ـ یک کلکسیونر و یک حسود فرق زیادی با هم ندارند، هر دو در هراس از دست دادن یک قطعه اند.
ـ در این خانه آن قدر همه چیز هماهنگ است که آدم احساس زیادی بودن می کند.
ـ زنده ها گوش شان کمی سنگین است . گوش شان اغلب پر از سر و صداست. فقط مرده ها و کسانی که قرار است به دنیا بیایند می توانند همه چیز را کاملا بشنوند.
ـ تنهایی آدم ها رو زیباتر می کنه.
ـ گاهی چیزی که از دست می رود از ان چیزی که به دست می آید مسرور کننده تر است.
ـ پیش بینی آینده کار خارق العاده ای نیست. رویت آن چه گذشته کار بسیار مشکل تر و هیجان انگیزتری است.
ـ آرین دوباره عاشق شده است.هیچ گرفتاری اساسی تری از این وجود ندارد.عشق تمام اندیشه را تسخیر می کند و به کل تسخیر می کند.عشق پایان خوشی اندیشه است.
ـ هیچ کس آن چیزی نیست که برای پول در آوردن انجام می دهد.
- آرین هیچ وقت از سبیل خوشش نمی آمد.ولی خب چه کنیم ، عشق حق انتخاب نمی گذارد.
ـ گوش کردن به حرفهای کسی که دوستش داریم مشکل است،از بس که او را دوست داریم.
ـ عشق از هیچ کاری عاجز نیست.
ـ بچه ها از راه چشم و لب به وجود می آیند.
ـ عشق مخفی بعد از مدتی دیگر ارضاء کننده نیست.
ـ عشق اندک چیزی است با پیامدهای خارق العاده.
ـ آخه برای صحبت کردن فقط صحبت کردن کافی نیست، بلکه گوشی هم برای شنیدن لازمه.
ـ هیچ چیز به اندازه ی آزادی مسری نیست.
ـ در دنیا مجنون هایی هستند که به قدری مجنون اند که هیچ چیز هرگز نمی تواند تب زیبای عشق را از چشمانشان برباید.خداوند انان را مورد رحمت خود قرار دهند. به خاطر وجود آن هاست که زمین گرد است و خورشید هر روز طلوع می کند،طلوع می کند،طلوع می کند.