تبليغاتX
به نام او که زندگی از او رنگ می گیرد

 

 

یا داوود

 ذکری للذاکرین و جنتی للمطیعین و حبی للمشتاقین و انا خاصه للمحبین

ای داوود یادم را برای یاد کنندگان ٬ بهشتم را برای فرمانبرداران و عشقم را برای مشتاقان پاداش می دهم ٬ اما خودم ویژه عاشقانم هستم .

حدیث قدسی

 

" در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد "

 

 

کتاب شیدا ـ در تجلیل از آیت الله سید عبدالکریم کشمیری

+ نوشته شده توسط هدی در جمعه 27 مهر1386 و ساعت 10:14 |
اللهم یا من یرغب فی الجزاء ٬ ویا من لا یندم علی العطاء...

..انت الذی فتحت لعبادک بابا الی عفوک٬وسمیته التوبه...

..وانت الذی زدت فی السوم علی نفسک لعبادک٬ترید ربحهم فی متاجرتهم لک٬وفوزهم بالوفاده علیک٬والزیاده منک...

..اللهم صل علی محمد و اله٬و اجبر مصیبتنا بشهرنا٬ و بارک لنا فی یوم عیدنا و فطرنا...

..اللهم اسلخنا بانسلاخ هذا الشهر من خطایا...

 

ای خدایی که در برابر احسان به بندگان پاداش نخواهی٬و از عطا و بخشش پشیمان نمی گردی...

تویی که بربندگانت دری به سوی بخشش خودبازکرده ای٬وآن راباب توبه نامیده ای...

وتویی که در معامله بابندگانت برعطای خودافزوده ای٬تادر این تجارتشان ازعنایت توسودبرند٬ودرحرکت کردن به جانب توکامیاب گردند٬و از حضرتت بهره ای افزون دریافت نمایند...

خداوندا بر محمد و آلش درود فرست٬ وضایعه دردآور از دست رفتن رمضانمان را جبران کن٬ وروز عیدمان و فطرمان را بر ما مبارک گردان...

بار الها پایان یافتن این ماه راپایان یافتن خطاهایمان قرار ده...

 

"التماس دعا"

 

+ نوشته شده توسط هدی در جمعه 20 مهر1386 و ساعت 9:22 |
 

 

وه که گر من باز بینم  روی یار خویش را

تا قیامت شکر گویم کردگار خویش را

یار بار افتاده را در کاروان بگذاشتند

بی وفا یاران که بر بستند بار خویش را

...

عافیت خواهی نظر در منظر خوبان مکن

ور کنی بدرود کن خواب و قرار خویش را

گبر و ترسا و مسلمان هر کسی در دین خویش

قبله ای دارند و ما زیبا نگار خویش را

...

دوستان گویند سعدی دل چرا دادی به عشق

تا میان خلق کم کردی وقار خویش را؟

ما صلاح خویشتن در بینوایی دیده ایم

هر کسی گو مصلحت بینند کار خویش را

 

+ نوشته شده توسط هدی در شنبه 14 مهر1386 و ساعت 15:6 |
 

 "ازآلبوم ابیانه"

 

پائیز که می آید با آن عطر مهرش٬با برگهای طلائی اش و با آن نسیم های خنکش...

مرا به روزهای دور می برد.

مرا در میان خود می پیچد و از این جا دور می کند.

بی وزن می شوم و همراهش به گذشته ی نه چندان دورم می روم.او مرا با خود به هر جا که دلش بخواهد می برد.و نیز دل من...

چند هفته ای که بگذرد٬ نم نمک بارانهایش هم شروع می شود.

می بارد٬می بارد...

آی باران٬آی باران می آید٬ باران...

چه حالی دارد این بارانهای پائیزی.بی شک٬ همه مان حداقل برای یک بار          تجربه اش کرده ایم.

بارانهای خنک وتازه ی پائیز را می گویم٬که پس از تابستان گرم به سراغمان آمده است.

...وبا مهر بر تن و سرمان می بارد و پاک پاکمان می کند.

خوب می فهمند آنها که عاشقند.

پائیز فصل عاشقاست.

 

+ نوشته شده توسط هدی در چهارشنبه 4 مهر1386 و ساعت 23:25 |