رنگ و قلم را بر مي دارم.
دريايي مي كشم.دريايي آبي و ژرف.
دوستت داشتم به بزرگي و ژرفاي همين دريا.
بزرگ بودي برايم به بلندي و عظمت همين امواج.
باتو بودم٬آرام و پيوسته.
آتش دو رنگي ات٬دريايم رانابودكرد.
حتي قطره اي از آن را هم باقي نگذاشت.
...وحالا من تنها ماندم.
من ماندم وبياباني وسيع٬كه حتي قطره اي آب هم درآن باقي نمانده...
(خودم)



هنوز٬عطرحضورت رادرتمام لحظه هایم حس می کنم.

