صدای پای قدمهای تو ست می دانم
بیا نگارمن که پریشانی ام ز توست می دانم
+
نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 17:32 توسط هدی
|
سخنم مست و دلم مست و صفتهای تو مست
همه در هم دگر افتاده و در هم نگران
+
نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 17:31 توسط هدی
|
ما اختیار خویش سپردیم دست عشق
تا میل او چه باشد و ما را کجا برد
+
نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 10:21 توسط هدی
|
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و اندر دل من
+
نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 10:15 توسط هدی
|
خاک برفرقش نشیند
آن که یار از من بگیرد...........................
+
نوشته شده در شنبه 4 شهریور1385ساعت 8:43 توسط هدی
|
اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد
نزول در حرم کبریا توانی کرد
+
نوشته شده در پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 8:59 توسط هدی
|