وآنگاه که غرق درتومی شوم٬بوی عطرت رااستشمام می کنم٬وگاه به خودمی آیم ٬نگاهی به اطراف می اندازم ومی بینم که نه٬من همان طور تنهاهستم وقاب عکس زیبایت هنوزروبروی من ست وحضورت درکنارم دریایی ازرویاهابیش نبوده است.دریایی بس بزرگ که من درآن غرق شده بودم وبوی عطرتومرا ازامواج وحشی وزیبای ان رهایی بخشیده است...
همان طورکه درحقیقت تومرا ازغرق شدن نجات دادی.دوستت دارم ای که درلحظه ی مرداب شدنم ماننددریایی عظیم نجاتم دادی.ای که وجودت حقیقتابرایم دریایی است ومراواداربه دریایی بودن می کند...

